اینم یه هنر جدید

امیرعباس:تازه یه کار جدید که کردم براتون بگم:خونه مامیم که بودم اثاث کشی داشتن منم که عاشق خشکبارم مامیم به من گندم بوداده داد بخورم منم نامردی نکردم 5.6تا گندم کردم تو دماغم
مامانش:مام بردیمش بیمارستان هیچ کس قبول نمیکرد میگفتن این کوچولوه نمیتونه درک کنه که اگه تکون بخوره پارگی میده ببرینش مطب ساکنش کنن مطبم قبول نکرد اخرش یه خانم دکتری گفت اگه محکم میگیریدش بیارید درش بیارم .مام رفتیم وقتی در اورد دیدیم ای وای گندم.چسب کاغذی.دستمال کاغذی اینام تو دماغ اقا بود واینا باعث این شده بود که چند ماه گذشته دهن پسری بی نهایت بوی بد میداد و هرچی دکتر میبردیمش میگفتن چیزی نیست طبیعیه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اینم یه هنر جدید
